تبلیغات
eterland - وای یاد مدرسه
 
eterland
the nice place for life
 
 
شنبه 1 مهر 1391 :: نویسنده : bahman khan

یادش بخیر مدرسه

یادش بخیر مشقهارو یه خط در میون مینوشتیم تا زودتر تمام بشه

یادش بخیر املا شبو گنده گنده مینوشتیم یک صفحه زودتر پر بشه

یادش بخیر انشاهارو دیگرون مینوشتن

یادش بخیر تو راه مدرسه با بچه ها

یادش بخیر لیوان تاشو

یادش بخیر خوراکی واسه زنگ تفریح

یادش بخیر ذوق اینکه کلاس تمام شد و نوبت من نشد ازم درس بپرسه

یادش بخیر روزهای اول سال تحصیلی و دیدن دوستای قدیمی

یائش بخیر...

خواستین میتونین  نقطه چینو تو نظرات شما پر کنین





نوع مطلب :
برچسب ها : اول مهر، بازگشایی مدرسه، پ نه پ، درس، سال تحصیلی، خاطرات،
لینک های مرتبط :


جمعه 3 آذر 1396 05:44 ب.ظ
سلام، من آرزو می کنم برای عضویت در این وبلاگ برای به دست آوردن جدیدترین
به روز رسانی، بنابراین کجا می توانم آن را انجام دهم لطفا کمک کنید.
سه شنبه 30 آبان 1396 08:38 ب.ظ
روز خوب! من می دانم که این مسئله ی منحصر به فرد است اما من می دانستم که می خواهم
پرسیدن. آیا شما علاقه مند به لینک های تجارت و یا شاید مهمان نوشتن یک مقاله وبلاگ یا بالعکس؟
سایت من موضوعات زیادی از موضوعات مشابه را پوشش می دهد
شما و من معتقدیم که می توانیم از هر یک از آنها بهره مند شویم
دیگر. اگر ممکن است علاقه مند باشید، به من ایمیل بفرستید.
منتظر شنیدن از شما هستم! وبلاگ شگفت انگیز توسط
مسیر!
چهارشنبه 17 آبان 1396 11:10 ب.ظ
بحث تعاملی قطعا ارزش اظهار نظر است. من معتقدم که باید بیشتر درباره این موضوع بنویسید
ممکن است موضوع تابو نباشد، اما معمولا مردمی نیستند
در مورد چنین موضوعاتی بحث کنید. بعدی! خیلی ممنون
شنبه 18 شهریور 1396 07:12 ق.ظ
Appreciate this post. Will try it out.
پنجشنبه 23 مرداد 1393 11:16 ق.ظ
یادش بخیرزمستونا منتظربودیم برف سنگین بباره بعد صبحش مدرسه به دلیل بدی هواتعطیل بشه.
یادش بخیر همیشه به بهونه مداد تراشیدن دلمون میخواست بریم کنار سطل آشغال وایسیم.
یادش بخیر همیشه دلمون میخواست خانم معلم بگه بهمون برو یه شاخه گچ بیار
یادش بخیر هروقت معلممون میگفت یه برگه از کیفتون درآریدهمه میترسیدیم نکنه بخوادازمون امتحان بگیره
یادش بخیر مفصل کلاس از معلم ومعاون هم سختگیرتربودکه همه باید دستا به سینه بودیم ویه تکون میخوردیم تو اوکاغذ تا شده که یه ورش بد بود یه ورش خوب تولیست بدها اسممون رو مینوشتن بعد میدادن دست خانم معلم.
واقعا یـــــــــادش بخیــــــــــــر......

دوشنبه 23 دی 1392 04:45 ب.ظ
یادش پاکن هایی که به جای پاک کردن سیاه میکرد یا شاید هم دفترو سوراخ میکرد.
پنجشنبه 6 مهر 1391 01:03 ق.ظ
یادش بخیر تو صف ایستادنامون،یادش بخیر ناظم همیشه خط کش به دست،یادش بخیر صدآفرینای دفتر املامون و حتی تنبیه شدنامون
bahman khanواقعا یادش بخیر
چهارشنبه 5 مهر 1391 10:29 ب.ظ
یادش بخیر مداد قرمزایی که تف میزدیم بهش خوش رنگتر میشد...
یادش بخیر خط کشی کردن دفترامون...
bahman khanدقیقا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : bahman khan
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما راجع به متن یک خاطره تو صفحه خاطره چیه ؟







نظر شما راجع به متن یک خاطره تو صفحه خاطره چیه ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Free Page Rank Tool